کمبود چه ویتامین ها و مواد معدنی شما را بی حال می کند؟



« آهن مهمترین ماده معدنی است که کمبود آن ضرورتا به شکل کم خونی بروز نمی کند بلکه از علائم اولیه کمبود این ماده معدنی مهم ضعف و بی حالی و خستگی مفرط و کاهش قدرت تمرکز و ضعف در کار کردن است.»

 

«ضعف و بی حالی می تواند علل تغذیه ای داشته باشد بویژه اینکه کمبودهای تغذیه ای در دوره کنونی به شکل بالینی و آشکار کنترل شده است اما کمبود تحت بالینی یا کمبود حاشیه ای می تواند علائم گنگ و مبهمی داشته و در برخی مواقع خود را به شکل ضعف و بی حالی نشان می دهد.
ضمن اینکه یادمان باشد انرژی داشتن ، شادابی و فعالیت مرتبط به توده ماهیچه ای بدن می شود و افرادی که بضاعت توده ماهیچه ای آنها کم است با وجود وزن مناسب دچار ضعف و بی حالی می شوند.»
وی ادامه داد:

«آهن مهمترین ماده معدنی است که کمبود آن ضرورتا به شکل کم خونی بروز نمی کند بلکه از علائم اولیه کمبود این ماده معدنی مهم ضعف و بی حالی و خستگی مفرط و کاهش قدرت تمرکز و ضعف در کار کردن است بویژه کمبود آن در میان زنانی که در سنین بارداری و یا دوره قاعدگی قرار دارند وجود دارد و با احساس این علائم بایستی سریعا به پزشک متخصص مراجعه کرد.»




«کمبود برخی از ویتامین ها نیز همراه با ضعف و بی حالی است که می توان به ویتامین های گروه B به خصوص B2 و B6 و نیاسین اشاره کرد که با کمبود آن فرد دچار تحریک پذیری و عصبی بودن ، ضعف و بی حالی می شود و در صورتی که فردی از الگوی غذایی نامناسبی پیروی کند احساس ضعف و بی حالی کرده و باید گفت با الگوی غذایی نابسامان فرد به درجاتی از ضعف و بی حالی دچار می شود.»
این دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه داد:

«کمبود ویتامین D که اکنون تنها به عنوان ویتامین استخوان ساز شناخته شده است موجب بروز ضعف و بی حالی می شود و طی تحقیقات جدید انجام گرفته مشخص شده است که در سالمندان تعداد دفعات به زمین خوردن که موجب بروز شکستگی می شود با کمبود این ویتامین رابطه عکس دارد و هر چه این ویتامین در بدن فرد کم باشد شانس دفعات زمین خوردن وی بیشتر است و در واقع انقباض ماهیچه ای با کمبود ویتامین D رابطه داشته و موجب بروز بی حالی و سستی در فرد می شود.»
«آفتاب مهمترین منبع ویتامین D است همچنین این ویتامین در روغن کبد ماهی که در جیره غذایی مردم ما رایج نیست موجود است و زرده تخم مرغ و قارچ نیز تا حدودی حاوی این ویتامین هستند و اخیرا روش هایی در حال ابداع است که قارچ ها را در معرض UV قرار می دهند تا میزان ویتامین D موجود در آن بالاتر رود.»

۶ باور غلط در مورد خلاقیت

با چیزهایی که داخل یخچال باقی‌مانده است ناهار درست می‌کنید. با همکارانتان در مورد حل کردن مشکل یکی از مشتریان صحبت می‌کنید. در مورد قسمت آخر سریال محبوبتان که دیشب پخش شد در شبکه‌های اجتماعی پست می‌گذارید…با اینکه این‌ها به نظر کارهای مربوط به یک روز عادی مثل بقیه روزهای دیگر است، تمام این‌ها مثال‌هایی هستند از موقعیت‌هایی که شما عضله‌های خلاقیتتان را ورزیده کرده‌اید. و مثل هر عضله دیگری، هر چقدر که بیشتر از عضله‌های خلاقیت خود استفاده کنید، قوی‌تر شده و در موقعیت‌های کاری، اجتماعی و در خانه به کمک شما می‌آیند.

بسیاری از افراد در مورد معنی «خلاق بودن» دچار سوءتفاهم هستند و این کار را برای آنکه بتوانند از حداکثر پتانسیلشان استفاده کنند بسیار سخت می‌کند. این‌ها ۶ باور غلط در مورد چیستی خلاقیت و اینکه چگونه می‌توان از این باورهای غلط جلوگیری کرد تا مانع آزادی عمل قوه خلاقه شما نشوند، می‌باشند:

باور غلط اول: من خلاق نیستم

وقتی واژه خلاقیت را می‌شنوید به جای آنکه احساس سرخوشی و انگیزه کنید ترس وجود شما را فرا می‌گیرد؟ این به معنی آن نیست که شما قوه خلاقه ندارید، بلکه یعنی آن را جایی بین راه جا گذاشته و پنهان کرده‌اید. دیوید گلدشتاین (David Goldstein) هنرمند، مشاور خلاقیت و یکی از نویسندگان کتاب Creative You که ارتباطات بین خلاقیت و شخصیت را توضیح می‌دهد می‌گوید:

همه برای خلاقیت ظرفیت لازم را دارند ولی آنچه که معمولاً اتفاق می‌افتد این است که قوه خلاقه آن‌ها در کودکی سرکوب شده است. مثلاً یک کودک ۵ ساله ممکن است آسمان را بنفش نقاشی کند چون فکر می‌کند این شکلی قشنگ‌تر است، ولی اگر کسی آن را مسخره کرده یا به آن بخندد وی به سرعت یاد می‌گیرد که دست از اعتماد کردن به چشمه های خلاقیتش بکشد.

برای آن دسته از ما که هنوز از خاطره‌های بد کلاس هنر واهمه داریم، خوشبختانه خلاقیت نیازی به قلم نقاشی یا نمره ۲۰ گرفتن از معلم هنر ندارد.

باور غلط دوم: خلاقیت=هنر

گلدشتاین می‌گوید:

اولین قدم برای بروز خلاقیت به رسمیت شناختن خلاقیت ذاتی خودتان است.

فقط چون شما یک شاعر یا نقاش نیستید بدین معنی نیست که شما خلاق نیستید. آیا شما در گرم کردن مجلس در مهمانی‌ها مهارت دارید؟ آیا شما همیشه می‌دانید که در موقعیت‌هایی که اطرافیان شما کمتر حرف می‌زنند چه بگویید که سر صحبت را باز کنید؟ اگر این‌گونه است خلاقیت شما خود را در ارتباطاتتان نشان می‌دهد. شاید شما به عنوان یک مربی باشگاه ورزشی در نوشتن یک برنامه تمرینی شاد و مؤثر تبحر دارید. این هم نوعی خلاقیت است. به فیلم‌ها یا بازی‌های ۳ بعدی و ویدئویی علاقه دارید؟ راه انداختن یک وبلاگ در مورد این موضوع می‌تواند به قوه خلاقه شما مجالی برای خودنمایی بدهد.

باور غلط سوم: خلاقیت یعنی سبک‌سری

وقتی درگیر کاری می‌شوید باید سرتان به کارتان باشد و سر به هوا نباشید، درست است؟ نه کاملاً. گلدشتاین می‌گوید استراحت دادن به ذهنی که درگیر مشکل آزاردهنده‌ای است با مشغول کردن خود به یک بازی خلاقانه می‌تواند باعث شود وقتی به سر کارتان بازگشتید راه حل‌های جدیدی را برای آن مشکل پیدا کنید. به علاوه، مطالعات نشان داده‌اند که بروز خلاقیت با استرس پایین، سلامتی جسمی و عاطفی، اعتمادبه‌نفس بالا و حتی خواب بهتر ارتباط مستقیم دارد.

باور غلط چهارم: برخی از افراد ذاتاً خلاق‌اند و برخی نیستند.

مثلی قدیمی وجود دارد که می‌گوید: «هر کسی از ظن خود شد یار من». گلدشتاین در کتابش خلاقیت را به انواع مختلفی بر حسب شخصیت تقسیم می‌کند. او توضیح می‌دهد:

یکی از فاکتورهای بزرگ تاثیرگذار بر خلاقیت برون‌گرا بودن یا درون‌گرا بودن افراد است. برون‌گراها بیشتر با عمل کردن نوآوری می‌کنند و درون‌گراها با عکس العملهای آرام.

اگر شما خیلی برون‌گرا هستید احتمالاً باید در موقعیت‌هایی مثل صحبت با دوستان به دنبال سرچشمه‌های خلاقیتان باشید نه وقتی تنها در ماشینتان نشسته‌اید. درعین‌حال، اگر بیشتر درون‌گرا هستید ممکن است در یک جلسه طوفان فکری سردرگم به نظر برسید ولی صبح روز بعد وقتی در حال دوش گرفتن هستید به یک راه حل فوق‌العاده برسید. گلدشتاین می‌گوید:

اینکه بدانید چه زمانی برای بروز خلاقیت شما مناسبتر است بی انگیزگی را از شما دور کرده و ذهن شما را باز نگاه می دارد.

هر چه زودتر با زدن تستهای شخصیت متوجه شوید که برون‌گرا هستید یا درون‌گرا تا اولین گام را برای درک اینکه چه زمانی چشمه خلاقیت شما بیشتر احتمال جوشیدن دارد، بردارید.

باور غلط پنجم: من برای خلاقیت و این‌طور مسائل وقت ندارم.

ممکن است تحت تأثیر هنرمندان، نویسندگان و کارگردانان زیادی قرار بگیرید و وقتی متوجه شدید که الگوی خلاقیت شما ۵ ساعت در روز می‌نویسد یا ۱۰ سال را روی اولین فیلمی که کارگردانی کرده کار کرده است، برای شروع کار خودتان ناامید و مستأصل شوید. گلدشتاین هشدار می‌دهد که تصور اینکه یک هنرمند تمام ساعت‌های بیداریش را روی هنرش کار می‌کند ممکن است صرف فعل خواستن را برای افراد عادی مشکل کند، ولی خبر خوب این است که شما در عرض تنها چند دقیقه می‌توانید خلاقیت خود را تقویت کنید. لی کراچلی (Lee Crutchley)، مدرس، طراح و نویسنده کتاب «هنر آغاز کردن» که کتابی برای تسهیل بروز خلاقیت است می‌گوید که این در عوض ظرفیت شما را برای لذت بردن و بروز توانایی‌های خودتان بالا می‌برد. وی می‌گوید:

نوشتن در حین صحبت با تلفن، گرفتن یک عکس در هر روز یا نوشتن یک صفحه داستان در هر هفته همه و همه تاثیرگذارند. نکته این است که فکر نکنید خوب است یا بد، فقط از این فرآیند لذت ببرید.

باور غلط ششم: خلاقیت یعنی حتماً کار خیلی مهمی انجام دهید.

تماشای فیلم، خواندن کتاب یا تماشای دوباره سریال محبوب «Breaking Bad» از ابتدا ممکن است کاری منفعلانه به نظر برسد ولی هر کدام از این‌ها می‌تواند به طرز فوق‌العاده‌ای عملی خلاقانه باشد- البته اگر هدف‌دار انجام شوند-. کراچلی توضیح می‌دهد که به جای آنکه فقط لم بدهید و هیچ کاری نکنید به چرایی آنچه که مشاهده می‌کنید فکر کنید. چرا کارگردان این صحنه را این‌طور گرفته یا منظور شخصیت فیلم از اینکه جمله‌ای از شکسپیر را نقل کرد چه بوده است؟ او ادامه می‌دهد:

هدف هر پروژه خلاقانه ای گفتن حرفی خاص است. بنابراین گشتن به دنبال چیزی که یک پروژه خلاقانه سعی دارد بیان کند به شما کمک می‌کند تا بفهمید خودتان چه باید بگویید.

حماسه 9 دی

مدارس تحت پوشش مجتمع حضرت قائم باغ بهزاد حماسه 9 دی را گرامی می دارد. وبه بصیرت مردم بیدار ایران اسلامی تحسین می گوییم.حماسه بزرگ9دی مردم همیشه درصحنه  نظام مقدس جمهوری اسلامی را بیمه نمود.

1962573


1_9-dey

هم اندیشی آموزگار کلاس چهارم با اولیاء ودانش آموزان

هم اندیشی آموزگار کلاس چهارم با اولیاء ودانش آموزان برگزارگردیدطی این جلسه مطالب ارزنده ای توسط آموزگار کلاس چهارم به اولیاء درحضور دانش آموزان ارائه شد.

http://s3.picofile.com/file/7969480535/Picture_002.jpg

http://s5.picofile.com/file/8106251284/Picture_007.jpg


نكاتي پيرامون امتحانات


«امتحانات درسی» نه تنها از نظر آموزشی موضوعی مهم به شمار می رود، بلکه از جنبه های دیگری نیز اهمیت دارد.امتحانات دانش آموزان هر یک از خانواده ها را به اندازه های متفاوتی تحت تأثیر قرار می دهد و گاه حتی به عنوان مهمترین سوژه خانواده در می آید. بررسی موضوع «امتحانات» و ابعاد آن کار ساده ای نیست و متغیرهای متعددی را در این باره می توان مد نظر قرار داد. یکی ازمتغیرهای مؤثر در موضوع امتحانات، مقطع تحصیلی دانش آموزان است.امتحانات در دوره های ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و پیش دانشگاهی که مقدمه کنکور است آثار متفاوتی بر جای می گذارد. یک متغیردیگر، تیپ شخصیتی دانش آموز و والدین است. بر اساس تیپ شخصیتی، خانواده ها رفتارهای متفاوتی درباره امتحانات دارند.مسائل انگیزشی نیز متغیری قابل توجه است. به اندازه علاقمندی دانش آموزان به درس و تحصیلات و به میزان پیشرفت تحصیلی آنان، عکس العمل های گوناگونی در خانواده ها دیده می شود.

امتحانات


1- برای ایجاد یا تقویت انگیزه درس خواندن در فرزندان به راه هایی متوسل شوید که متناسب با شرایط سنی و فردی اوست. اگر قول و قرار جایزه و پاداش، تعریف و تمجید و یا تهدید و تنبیه در دوره ابتدایی می تواند مؤثر باشد، در دوران راهنمایی و متوسطه باید هر کدام با در نظر گرفتن شرایط خاص به کار برده شوند. ایجاد انگیزه با استفاده از نصیحت و گفت وگوهای طولانی در دوره راهنمایی و به خصوص متوسطه نتایجی معکوس به بار می آورد.




2- هم در روش های انگیزشی و هم در برنامه ریزی برای ایام امتحانات، به شرایط رفتاری فرزندتان توجه داشته باشید. بعضی از دانش آموزان مستقل هستند و توانایی ادامه امور خود را دارند، عده ای نیمه مستقل بوده و نیاز به کمک های جنبی والدین دارند، تعدادی هم یا به عادت و یا به هر دلیل دیگری، حال و حوصله چندانی برای انجام کارهایشان ندارند. در رفتار با کودکان و نوجوانان، باید به میزان استقلال عمل آنان توجه داشت.




3- مراقب جنبه های تنش آفرین رفتارهایتان باشید. والدینی هستند که خواسته یا ناخواسته به هنگام گفت وگو با فرزندشان و یا انجام فعالیت های مدرسه ای، فضایی توأم با تنش و التهاب به وجود آورده و متأسفانه به آثار چنین فضایی توجه نمی کنند. وقتی شما با حالت اضطراب و التهاب وارد ماجرا می شوید مطمئن باشید که احتمال دستیابی به نتیجه کاهش می یابد.




4- فرزند شما هر وضعیتی که داشته باشد اعم از مستقل و نیمه مستقل و بی انگیزه - به میزانی از نظارت نیاز دارد. حتی دانش آموزان مستقل و قوی هم بی نیاز از حمایت و نظارت والدین نیستند. با این تفاوت که آنها اگر از حمایتی منطقی بهره مند شوند پشتوانه روانی بیشتری برای درس خواندن و امتحانات خواهند داشت. در مورد دانش آموزان مستقل باید نظارتی متعادل اعمال شود چرا که دخالت بیش از حد، انگیزه های باقیمانده آنان را تحلیل خواهد برد. برای دانش آموزان بی انگیزه، در شرایط اضطراری تا حدودی سخت گیری توصیه می شود. اما در کنار این سخت گیری باید شرایط و امتیازات تسهیل کننده ای نیز در نظر گرفته شود.




5- علاوه بر رفتارهای تنش زا، بسیاری از والدین رفتارهای غیرمنطقی متنوعی دارند. اعلام وضعیت فوق العاده در خانه به خاطر امتحانات، قطع تماشای تلویزیون، محدود کردن هر نوع برنامه تفریحی، مرور درس ها تا آخرین لحظه و حتی در مسیر خانه تا جلسه امتحان و غیره نمونه هایی از رفتارهای غیر متعارف و نامعقول هستند.




6- در صورت امکان با مطالعه و آگاهی، راهنمای فرزندتان در مورد روش های درس خواندن باشید. بهترین کار برای دانش آموزان، درس خواندن در روز و خواب به موقع شبانه است. مطالعه در حین راه رفتن، دراز کش و لمیده نیز رفتارهای مناسبی برای درس خواندن نیستند. خط کشیدن زیر مطالب کتاب نیز اکثر مواقع به روش غلطی صورت می گیرد. دانش آموزان باید یاد بگیرند که زیر کلمات کلیدی خط بکشند نه آن که از یک صفحه کتاب بیش از ?? درصد را خط خطی کنند.