ویژگی های یک معلم خوب در تفکر ابن سینا

 

ابوعلی سینا می گوید: کسی که عهده دار تربیت کودکان می شود باید حداقل این خصوصیات را دارا باشد:


  *
خردمند باشد: یعنی مهمترین خصیصه معلمی را که دانایی است دارا باشد و بر آنچه که آموزش می دهد تسلط علمی داشته باشد و بتواند پاسخگوی سوالات دانش آموزان باشد.

*
دیندار باشد: از دیدگاه تربیت دینی علی رغم اینکه بر دانایی معلم تاکید می گردد، با این وجود آن را شرط کافی برای نشستن بر کرسی معلمی نمی داند بلکه آنچه که معلم را الگو و سرمشق رفتاری دانش آموزان قرار می دهد، ادب، اخلاق و تقوای اوست. بنابراین منظوراز دینداری و دارا بودن این خصوصیات عالی، رفتاری است که لازم است شخصیت و منش معلم به آنها آراسته گردد.


*
آشنا با تربیت کودک باشد: بدون شناخت ویژگی های رشد و نیازها و خواسته های کودک در مراحل مختلف سنی و بدون آشنایی با چگونگی شکل گیری مفاهیم در ذهن کودک و دیگرابعاد شخصیتی او امکان تعلیم و تربیت وجود نخواهد داشت. معلم باید کودک را بشناسد و راههای تامین نیازهای عاطفی، اجتماعی وعقلی او را بفهمد.

*
باوقار و سنگین باشد: شغل معلمی به مانند دیگر شغل ها نیست، او با کرامت انسان سروکار دارد. اگر با وقار و با هیبت نباشد در چشم دانش آموزان کوچک جلوه می کند، در این صورت احترام و اعتماد از او سلب می شود. وقار و سنگینی و برخوردهای همراه با ادب و بیان سخنان حکیمانه، معلم را در نزد دانش آموزان بزرگ و قابل اعتماد می سازد و به عنوان الگو و تکیه گاه دانش آموزان محسوب می گردد.


*
با مروت باشد: این ویژگی نیز از این جهت مهم است که معلم با خردسالان و کودکان سروکار دارد، کسی که سخت دل و سنگدل است، نمی تواند با روحیه لطیف و ظریف کودک ارتباط برقرار کند. دل معلم باید نرم و به اصطلاح رحم دل باشد و از آنجایی که کودکان به علت کمی تجربه و کوچکی ظرفیت روانی خطاهای بسیاری را مرتکب می شود، معلم باید دارای روحیه گذشت و اغماض باشد و مروت و مردانگی را در مواقع لزوم و برای تادیب کودک در نظر داشته باشد.


*
پاکدامن باشد: این اصل از آنجا ناشی می شود که کودکان به معلم خود بسیار اعتماد دارند و هرگز در عفت و پاکدامنی او شک نمی کنند، لذا معلم باید از این اعتماد دانش آموزان در جهت تادیب آنها بهره جوید و حتی در اندیشه خود آنچه را که خلاف عفت و پارسایی است، نگذارند. فراموش نکنیم کوچکترین خلاف معلم در این راستا ضربه ای بر پیکره کودک می زند که قابل جبران نخواهد بود.


*
نظیف باشد: این اصل از این یافته روانشناسی ناشی می شود که کودکان قبل از آنکه به مرحله تفکر منطقی و تفکر انتزاعی برسند در مرحله حسی- حرکتی قرار دارند؛ یعنی ابزار شناختشان از جهان حواس آنهاست. کودکان دبستانی افراد را از وضع ظاهرشان ارزیابی می کنند، در واقع معلمی که سر و صورت و لباسش مرتب، تمیز و شیک است در نظر کودکان فردی بزرگ و قابل احترام است و فردی که تمیز و نظیف نباشد، از او دوری می کنند و حرفهایش را جدی نمی گیرند و اگر کودکان او را الگوی خود قرار دهند، کودکانی بار خواهند آمد که نسبت به نظافت و بهداشت فردی بی مسئولیت خواهند بود.

*
راه معاشرت را بداند: این ویژگی از اصل تفاوت های فردی ناشی می گردد. روانشناسی امروز در شناخت توانمندی های روحی و روانی آدمی معتقد است که افراد دارای الگوهای متفاوتی در رفتار هستند، زیرا محیط ژنتیکی و محیط اجتماعی کودکان و پایگاه های فرهنگی واقتصادی آنان با یکدیگر متفاوت است. حتی کودکان دوقلوی همسان با هم برابر نیستند. بنابراین معلم باید بداند که با هر کودک چگونه باید برخورد و معاشرت نماید. نسخه یکسان پیچیدن برای همه در سیستم تعلیم و تربیت جواب نمی دهد. از طرف دیگر معلم باید بداند که کودک را چه وقت تشویق و چه وقت تنبیه کند و زمان و مکان مناسب برای تعلیم و تربیت را بشناسد

 

بهداشت رواني دانش آموزان

تعريف بهداشت رواني :
سازمان جهاني بهداشت مي گويد بهداشت رواني عبارتست از «توانايي کامل براي ايفاي نقش هاي اجتماعي، رواني و جسمي» . اين سازمان معتقد است که بهداشت رواني فقط عدم وجود بيماري و يا عقب ماندگي نيست، بنابراين کسي که احساس ناراحتي نکند از نظر رواني سالم محسوب مي شود.
اهداف بهداشت رواني د رخانواده :
- تأمين سلامت جسماني، رواني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي اعضاي خانواده
- تلاش براي شناخت رفتار خود و افراد خانواده .
- برقراري روابط حسنه بين اعضاي خانواده .
- ايجاد ارتباط صميمانه و حفظ اسرار خانواده، به طوري که اعضاي خانواده در داخل خانه به يکديگر تذکر بدهند ولي در بيرون مدافع هم باشند.
- تقويت اعتماد و عزت نفس اعضاي خانواده و احترام به شخصيت ديگران
- به وجود آوردن احساس رضايت از زندگي
- آموزش خانواده ها براي کمک به پيشبرد اهداف صحيح اجتماعي
ويژگي هاي فردي که بهداشت رواني دارد:
- نسبت به خود، خانواده و جامعه بي تفاوت نيست.
- با ديگران سازگاري دارد.

- شاد و مثبت انديش است.
- به خود و ديگران احترام مي گذارد.
- بد بين نيست.
- به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهي دارد.
- انعطاف پذير است.
- شناخت او از واقعيت نسبتاً دقيق است و براي رسيدن به هدفهاي خود براساس عقل و احساس عمل مي کند.
- نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامي ها را تحمل مي کند.
- توانايي حل مشکلات خود را د ارد.
- از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده مي کند.
- در مواجهه با مشکلات اجتماعي، کنترل و تعادل خود را از دست نمي دهد.
- استعدادهايش به طور هماهنگ و به خوبي رشد مي کند.
- نه بنده کسي است، نه کسي را بنده خود مي کند، مي داند که خدا او را آفريده و براي خود ارزش قائل است.
- دنيا را گذرگاهي براي رسيدن به آخرت مي داند.
- رابطه اش با ديگران سازنده و مثبت است.
- نيازهايش را از طريقي برآورده مي کند که با ارزش هاي اجتماعي منافات نداشته باشد.
- صابر، صادق ، درستکار بخشنده، استغفار کننده و فرزند خويشتن خويش است.
- در نظر ديگران فرد موجهي محسوب مي شود، زيرا در همه کارها متعادل است.

اهمیت درس علوم تجربی در دوره متوسطه اول


اهمیت و ارزش علوم تجربی شاید از این جهت باشد که نوع نگاه انسان را به جهان پیرامون خود نشان میدهد و به تبع آن شیوه زندگی او را مشخص می کند . لذا بر آن هستم که درس علوم تجربی برای فرزندانمان درسی  همراه با   شادی و زندگی باشد . به این امید که سالهای بعد از این درس خاطره ای خوش در ذهن آنان نقش ببندد .                     

با توجه به اینکه درس علوم تجربی یکی از دروس پایه دوره راهنمایی می باشد لذا دانش آموزان باید اهتمام و سعی جدی در یادگیری این درس داشته باشند البته در کلاس سعی بر این است که مطالب درسی به مسائل روزمره زندگی ارتباط داده شود تا یادگیری و حفظ و درک مطلب ان اسانتر شود البته در یادگیری درس علوم تجربی روش های فعال تدریس استفاده می شود و دانش اموزان خود در امر یادگیری مشارکت فعال دارند و درس باید در سر کلاس درک و فهمیده شود و در منزل مرور و حفظ بعضی از مطالب صورت پذیرد.                 





http://s1.picofile.com/file/7969482789/Picture_001.jpg

سه جایی که شیطان به آدمی نزدیک تر است

در برخی مکانها شیطان به انسان نزدیک تر است و با ترفند های خاص انسان را به هلاکت نزدیک می کند
امام محمد باقر علیه السلام در گفتاری به گفتگوی شیطان با حضرت نوح اشاره می فرماید:
ایشان می فرمایند:
بعد از اینکه نوح علیه السلام پروردگارش را خواند و بر قومش نفرین کرد،شیطان به نزد او آمد و گفت:
ای نوح به درستی که تو در نزد من حقی داری که می خواهم عوض و پاداش آن را برای تو اداء کنم
نوح به او گفت :به خدا قسم که من دشمن می دارم از اینکه در نزد تو حقی داشته باشم (و من به تو خدمتی کرده باشم حال بگو احسانی که به تو کرد ه ام) آن چیست؟
گفت : آری تو خدا را خواندی و بر قومت نفرین کردی پس (خدا)آنها را غرق کرد و کسی نماند که او را گمراه کنم لذا من در استراحت هستم تا وقتی که قومی دیگر بیاید و آنها را گمراه کنم
(نوح)گفت :به چه چیزی می خواهی عوض و پاداش آن را بدهی؟
(شیطان) گفت :مرا در سه جا یاد کن زیرا که من نزدیک تر از همیشه هستم به آدمی؛
هنگامی که در یکی از این سه جا باشد:
1- مرا در هنگام خشم وغضب یاد کن
2- مرا درهنگامی که بین دو نفر قضاوت می کنی یاد کن
3- و مرا در هنگامی یاد کن که با زنی (نامحرم) در جایی خلوت هستی و کسی با شما نیست
(مواعظ العددیه ص 185)

تربیت فرزندان ، زیربنای زندگی

با این که شخصیت انسان به عوامل گوناگونی بستگی دارد که هر کدام از آن‌ها در سرنوشت انسان تأثیر بسزایی داشته و کاملاً موثر می‌باشد (مع‌الوصف) تربیت‌های دوران کودکی در نظر دانشمندان، حائز اهمیت خاصی است و آن را «زیربنای زندگی» می‌نامند.

امام علی (ع) می‌فرماید: «اِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْاَرضِ الْخالِیَة ما اُلقِیَ فیها مِنْ شَیْئٍ قَبِلَتْهُ (نهج البلاغه/ نامه 31/46 /ط عبده)؛ دل جوان نورس، همچون زمین کشت نشده و بکر است، هر بذری در آن بپاشند می‌پذیرد».

رخی از پدران تصور می‌کنند که مسوولیت آنان فقط منحصر به تأمین نیازمندی‌های جسمانی کودک است و دیگر وظیفه‌ای ندارند، در صورتی که پرورش‌های اخلاقی و ایمانی، بزرگ‌ترین مسئولیتی است که بر دوش آن‌ها گذارده شده است و انجام این مسئولیت، ارزنده‌تر از تأمین حوائج مادی آن‌ها است.

مسوولیت پدران در این باره به قدری سنگین و قابل توجه است که امام سجاد (ع) در انجام وظیفه خطیر خود از خداوند استمداد می‌کند؛ و در ضمن راز و نیاز خود، چنین عرض می‌کند: «وَاَعِنّی عَلَی تَرْبِیَتِهِمْ وَتَاْ دیبِهِمْ وَ برِّهِمْ (صحیفه سجادیه دعای 27)؛ بارالها مرا در تربیت و تادیب فرزندان و نیکی به آن‌ها، یاری بفرما». اگر پدران حق اطاعت در گردن فرزندان دارند، فرزندان نیز حق بزرگ‌تری در عهده پدران دارند و آن حق تربیت است؛ یعنی آموختن راه و رسم زندگی از طریق صحیح و پرورش دادن سجایای انسانی است که در فطرت او تعبیه شده است.

اگر دانشمندان امروز به اهمیت تربیت کودکان و راهنمایی رجال آینده کشور پی‌برده‌اند و با تشکیل جلسات و نوشتن کتاب‌ها و جزوه‌ها و نشان دادن فیلم‌های اخلاقی و علمی، گام‌های بلندی در این راه برداشته‌اند، رهبران عالیقدر اسلام و پیشوایان مذهبی ما از 14 قرن بیش با دادن دستورات لازم و ارشاد و راهنمایی‌های سودمند، و با پرورش کودکان و فرزندان نمونه، قدم موثری در این راه برداشته‌اند.

بهارتعلیم وتربیت مبارک باد

آغازسال تحصیلی جدید مبارک باد

موفقیت در شغل معلمی آنقدر که به روابط مثبت، مهربانانه و اعتماد آمیز با دانش آموزان وابسته است به هیچ مهارت، ایده، ابزار یا دستور العملی بستگی ندارد. ( پروفسور اریک جنسن)

 

در مورد علم و اهمیت آن از بیانات لطیف حضرت علی (ع) می‌توانیم سود ببریم آن جا كه در ستایش دانش می‌فرمایند:"

هر ظرفی تنگ می‌گردد (پر می‌شود) به آنچه درون آن می‌گذارند مگر علم و دانش (سینه دل) كه چون علم در آن راه یافت فراخ می‌گردد و گنجایش دارد.

برای پذیرفتن علم دیگر، این دل‌ها ظرف‌های علوم و اسرارند و بهترین آن دل‌ها، نگهدارنده‌ترین آن هاست (كه سپرده شده را خوب نگه دارد و به یاد دارد) پس هوشیار باش و از من نگاهدار و به یاد داشته باش آنچه به تو می‌گویم ای كمیل، علم بهتر از مال است.

زیرا علم تو را از گرفتاری‌های دنیا و آخرت نگاه دارد و تو مال را از تباه شدن نگاه می‌داری، مال را بخشیدن كم می‌گرداند ولی علم در اثر بخشیدن و یاد دادن به دیگران فزونی می‌یابد."

 

این بیانات ارزش و حرمت کسب علم را نشان می دهد و وظیفه سنگین معلمین را نیز بیشتر هویدا می سازد. به همین خاطر کودکان نیاز دارند تا رفتار معلم را الگو قرار دهند. آری، اما نیازی نیست که شما یک الگوی عالی رفتاری باشید و هیچ اشتباهی نکنید. یک انسان معمولی که گاه خطا می کند، به خاطر اشتباهش عذر خواهی می کند و این الگوی بسیار خوبی برای دانش آموزان است تا بیاموزند افتادگی را.